برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
گفتم اگر جز انسان ، موجود دیگری بودی حتما " آهو" میشدی زیبا و رمنده و رها توی دشت می خرامیدی و از روی گلها می گذشتی... گلهای زرد و سرخ و ارغوانی و سفید را نادیده می انگاشتی... گفت اما تو اگر انسان نبودی " ماه " می شدی و ماهی ها به شوق افتادن تصویر چهره ات در آب صبح را به شب می رساندند اما نه ! صبر کن !! شاید یک "ماهی" میشدی که همیشه فراموش میکرد که یک "ماه" است . از آنروز بود که مرا ماهی صدا کرد .
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
من افتاده ام توی تله تله ی رها شدگی یک نوع طرحواره روانی یک چیزی که باعث میشود من همیشه دچار عشقهای یکطرفه و ناکام شوم . اما این بار فرق میکند باید یک رویای نوین از خاکسترهای قبلیش متولد شود مثل ققنوس پربکشد و هیچووقت دیگر گرفتار عشق ناکام نشود من از حالا همان خواهم بود که فقط به فکر رفاه و آسایش خودش است و بس .
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی
برچسب:
نویسنده: کوروش کاظمی